برای دیدن اجرای من ,استامینوفن بخورید.
علیخانی مجری صبح آمد خیلی پر تحرک و جنب و جوش است و اصلاً جلوی دوربین آرام و قرار ندارد.
مسن تر ها حوصله شان از من سر می رود حتی ممکن است سر درد بگیرند و مجبور شوند از استامینوفن کدئین استفاده کنند!
احسان علیخانی
· احسان علیخانی همان مجری پسر های ایرونی است که اجرای این روز هایش در برنامه ی صبح آمد طرفدار های زیادی دارد .او برای اجرای این برنامه مجبور است هر روز صبح ساعت 5 صبح بیدار شود .کاری که پس از 250 روز دیگر به آن عادت کرده است .علیخانی کتاب کم می خواند و به قول خودش خیلی هنر کند و وقت کند,کتاب های دانشگاهی اش را بخواند که 11 سال است در ترم آخر مانده .علیخانی دلش برای مشهد خیلی تنگ شده و دوست دارد زود تر برود آن جا.وقتی خسته و دلتنگ می شود,با مادرش درد دل می کند و در خلوت با خدای خودش حرف می زند .
· از ابتدا قصدتان اجرا بود یا چیز دیگری بود ؟
نه اصلاً قصدم این کار نبود.می توانم بگویم به نوعی به این کار کشیده شدم .
· یعنی چه ؟
از سال 78 کار تئاتر انجام می دادم و در کنارش دستیار کارگردانی هم می کردم تا این که اواخر سال 79 آمدم شبکه ی اول و به عنوان آیتم ساز,کارم را شروع کردم.یک روز سر یکی از برنامه ها گزارشگر ناشتند .من جلو ی دوربین رفتم و این کار را انجام دادم که بازتاب خیلی خوبی داشت .پس از آن پیشنهاد های زیادی به من برای این کار شد .تا این که برای اجرای برنامه ی پسر های ایرونی دعوت شدم و اینجوری وارد کار اجرا شدم .بعد از آن برنامه هم که به شبکه ی سوم منتقل شدم.
· اصلاً فکر می کردید از کارتان تا این حد استقبال شود؟
نه اصلاًکم کم از جنس اجرای برنامه ی زنده خوشم آمد.در واقع حس مثبتی در آن وجود دارد که آدم را جذب می کند .
· برای اجرا به شیوه ی خاصی هم فکر کرده اید ؟
شیوه ای که به گونه ای امضای احسان علیخانی پایش باشد.
بله سعی کردم پشت دوربین ام با جلو ی دوربین یکی باشد.کسی که در این موردخیلی به من کمک کرده اقبال واحدی است .ضمن این که سعی کردم آدم مردمی ای باشم و به نوعی حرف های آن ها را بزنم .از ادبیات خاصی هم برای این کار استفاده نمی کنم.یکی از انتقاد هایی که به من می شود,اعتماد به نفس بیش از اندازه ام است.بعضی وقتها برای دیگران دلچسب نیست.
· اولین برنامه زنده ای که اجرا کردید را به خاطر دارید؟
بله سال 79یک برنامه به اتفاق اقبال واحدی ,و فرزاد جمشیدی اجرا کردم که به مناسبت تولد حضرت علی (ع)پخش می شد.
· خرابکاری هم کردید؟منظورم دسته گل به آب دادن است .
بله می دانید که ما نباید از کسی یا چیزی روی آنتن زنده تعریف کنیم ,چون تبلیغ می شود.من در یکی از پلاتو ها حواسم نبود و بعد از این که چشمم به قوطی شیرینی افتاد,گفتم:دست برو بچه های شیرینی فروشی فلانی هم درد نکند.عجب شیرینی های خوشمزه ای پختند!و اینجوری,من اولین سوتی کاری ام را دادم .
· و آخرین سوتی ای که دادید؟
چند روز پیش,10 ثانیه روی آنتن زنده سکوت کردم.چون فکر می کردم دوربین خاموش است,در حالی که روشن بود.
· خودتان فکر کی کنید بزرگ ترین نقطه ضعف تان در کار اجرا چیست؟
من خیلی تحرک دارم .اصلاًتکان خوردن,یک جور هایی برایم به تیک تبدیل شده است .این اصلاً خوب نیست.
· الان در مورد کارتان بیشتر انتقاد می شنوید یا تعریف؟
بستگی دارد.هم سن و سال های خودم کارم را می پسندند و برعکس,مسن تر ها حوصلشان از من سر می رود .حتی ممکن است سر درد بگیرندو مجبور شوند از استامینوفن کدئین استفاده کنند.
مدتی است مجریان ما به مجری بازیگر تبدیل شده اند .در واقع,علاوه بر اجرا,بازی هم می کنند.
· چقدر این روش را قبول دارید؟
خیلی خوب است .من خودم را مجری بازیگر می دانم .البته بستگی به نوع برنامه هم دارد.مثلاًمجری یک برنامه ی سیاسی نمی تواند بازی کند ,بلکه باید خیلی رسمی برخورد کند .ولی مثلاًبرنامه ی ما جوری است که می شود در کنار اجرا بازی هم کرد.
· این شیوه تا چه زمانی در تلویزیون ما جواب خواهد داد ؟
فعلاً که جواب داده است . این دیگر به خود مجری بستگی دارد.
· فکر می کنید تاریخ مصرف احسان علیانی تا چه زمانی باشد؟
تاریخ مصرف یک مجری زمانی تمام می شود که او دیگر چیزی برای گفتن نداشته باشد.این دیگر بستگی به خود طرف دارد.من هم طبیعتاً تا زمانی که اجرایم به دل مردم بنشیند ,هستم و کار می کنم .
· به اجرای مجریان خارجی چقدر توجه می کنید ؟
توجه خاصی نمی کنم .ون دوست دارم کار خودم را انجام دهم .حتی اگر سبک ام هم خوب نباشد ,بگویند سبک بد احسان علیخانی.
· اجرای برنامه ی زنده را دوست دارید یا تولیدی؟
طبیعتاً زنده .چون با بیننده هم نفس هستیم و هیجان این نوع برنامه به مراتب بیشتر از کار تولیدی است.
· خودتان شخصاً چقدر به اجرایتان دقت نظر دارید ؟مثلاً چه می کنید که حتی نوع سلام کردنتان هم با روز قبل فرق داشته باشد ؟
ببینید من یک هفته می توانم پلاتوی تکراری بگویم ,روز هشتم دیگر خسته کننده می شود .بنابراین سعی کردم مطالعه زیاد کنم تا هر روز یک جمله ی جدید برای گفتن داشته باشم .به تکرار افتادن ,مرگ یک مجری است .
· از وقتی که به شهرت رسیدید و کمی با مردم عادی فاصله گرفتید ,چقدر دیدتان نسبت به آنن ها تغییر کرده است ؟
سوال قشنگی است و جواب دادن به آن مشکل است .الان به مردم بیش از پیش به دیده ی احترام نگاه می کنم .حرمتشان برایم بیشتر شده است .
· این شهرت برایتان آزار دهنده نشده است ؟
بعضی اوقات چرا .چند سال پیش یک بازیگری به تلویزیون آمد و گفت وقت به حرم امام رضا (ع) رفته ,مردم به جای اینکه به بارگاه نگاه کنند,به او چشم دوخته بودند.من از حرف ائ به شدت ناراحت شدم و بدم آمد.تا این که سر برنامه ی پسر های ایرونی به مشهد رفتیم و این اتفاق برای من افتاد . تا جایی که دیگر نگهبانان حرم آمدند و من را بردند .به هر حال شهرت بعضی وقت ها دست و پاگیر است و به نوعی,خلوت آدم را به هم می زند .اما از طرفی هم به مردم مدیون هستیم و نمی توانیم جوابگوی محبت های آن ها باشیم
· و حاصل تمام عمرتان در یک بیت شعر؟
بی خیالی خودم را به این شعر سهراب سپهری تشبیه می کنم
کار ما نیست شناسایی راز گل سرخ
کار ما شاید این است که در افسون گل سرخ شناور باشیم .

