تبليغاتX
احسان عليخاني

سلام

عیدتون مبارک!این عید قشنگ و آسمونی رو به همتون تبریک می گم.برای این عید بزرگ,همه کوچه ها و خیابونا چراغونی شدن.اونقدر خوشگل شدن که آدم ماتش می بره.یه شادی عجیبی به آدم دست می ده.خب,اینا که گفتن نداره,همه این احساس وصف نشدنی رو دارن!این مقدمه ای بود که بگم با نظر سما موافقم.پایه اید؟خب,پس همگی برای سلامتی امام زمان(عج)و تعجیل در فرجشون,امشب صد تا صلوات بفرستید.امیدوارم خود آقا ,عیدیتون رو با دادن حاجت ها و آرزوهایی که دارین بده.

من و خانوادم برای یه مسئله تقریباً ناگواری که پیش اومده,یه هفته ای رو باید بریم مسافرت.ببخشید دیگه ,نمی تونم یه هفته آپ کنم.البته کاش این اتفاق تو این روزای شاد نمی افتاد...به هر حال تقدیر خداست که تعیین می کنه چه اتفاقی باید بیافته و چه اتفاقی نباید...امیدوارم همیشه شاد و سلامت باشین.این آرزوی قلبیم برای همه شماست که از دوستای خودم به من نزدیک ترین.

قربونتون برم.

سایتون کم نشه

عیدتون مبارک

یاعلی

خدانگهدار 

+ نوشته شده توسط نازي در جمعه هفدهم شهریور 1385 و ساعت 14:38 |

+ نوشته شده توسط نازي در چهارشنبه پانزدهم شهریور 1385 و ساعت 10:39 |

 

 

سلام

خوبید؟راستی ,اول روز جوان رو به شما جوانان عزیز_که میانگین سنّیتون هم 18,19 ساله!-تبریک می گم.خوشحالم که طرفدار یک مجری جوان هم هستیم که اتفاقاًهمیشه,هر وقت می خواد عیدی رو تبریک بگه,سعی می کنه خیلی قشنگ اونو به همسن و سالهای خودش تبریک بگه که اونا هم واقعاً راجع بهش فکر کنن.(عید نیمه شعبان رو هم پیشاپیش تبریک می گم.) 

خوب,اگه کامنت ها رو خونده باشین فهمیدین که یک سری افراد غیر محترم هم به جمع محترمانه وصمیمانه ما اضافه شدن.من خیلی محترمانه کامنت های این افراد رو پاک می کنم,ولی قبلش یه چیزایی رو باید بگم:

1.دلیلی نداره کسی با آقای علیخانی دشمنی داشته باشه.افرادی که اجراشو دیدن,یا از کارش خوششون اومده یا خوششون نیومده,ولی ایشون هرگز به کسی توهین نکرده که ملّت بخوان باهاش دشمنی کنن.(کوله پشتی امشب رو دیدین؟فرزاد حسنی به بابای خودش هم رحم نمی کنه!دیشب هم داشت به لب و لوچه مهمون برنامه گیر می داد.توی رادیو هم به اندازه کافی به آذری ها و اصفهانیها توهین کرده.پس این تعداد مخالف بعید نیست.)

2.پارمیدا خوب جوابتونو داده.خُب من بین مجری ها طرفدار احسان علیخانی ام,بین آهنگسازها آریا عظیمی نژاد,بین بازیگرها پرویز پرستویی... خب,حالا می خوام درباره همشون همونجوری فکر کنم که شما فرمودید؟!!!یه چیز دیگه رو یادتون باشه((آدم سالم ازدواج می کنه.))افتاد؟ 

3....و دیگه حرفی درباره شماها ندارم.البته موفق شدین وقت منو بگیرین که این پست رو درباره شما بنویسم.خلاصه اینکه اینجا جای شما برادران نسبتاً محترم!!! نیست.

خُب,عزیزای دلم! حالا جواب کامنت های بروبچ باحال!

*اول از مشکات جان تشکر می کنم که این روزا خیلی اکتیو شده و هم یک تنه هفت تا کامنت مفصل می نویسه هم جدیدترین مصاحبه رو برام میل کرده.خیلی خیلی ممنون... (البته می دونم که همتون برای بهتر شدن وبلاگ تلاش می کنید و من فکر می کنم همه ما به یک اندازه توی خوب بودن وبلاگ-اگه خوب باشه!-سهم داریم.)

****مشکات جان یک جا گفتن که به فرزاد حسنی توهین نکن.توهین نکردم.حتماً خواستم مثال بزنم.خب کیو مثال بزنم؟جوشقانی رو؟یا محمد سلوکی ؟یا جواد یحیوی رو؟!!!بذارین یه روز مفصل براتون دربارش می نویسم. 

*پارمیدا خوبی؟منو سرکار گذاشتی؟این انسانهای فاقد  تربیت رو ول کن!بگو ایمیلم رسید؟نرسیده بگو دوباره بفرستم.زود باش فقط یه کار واجب باهات دارم.

*یه کامنت جالب هم داشتیم.یه نفر نوشته بود:امیر.بعد تو متن کامنتش نوشنه بود من دخترخاله شبنم و شقایق هستم!!!خب,امیر جان خیلی خوش اومدی! ما کوچیک شما هم هستیم! (جان من یه خرده تابلو نبود امیر جان؟)

*یگانه جان,وبلاگت خیلی شیرین و دوست داشتنی بود.در مورد کُد هم ممنون ,ببینم چی میشه. 

بچه ها ببخشید که جواب خیلیاتون رو نمی دم یا فونت ها مشکل دارن.به خدا سرم خیلی شلوغه.وگرنه از خُدامه که شما راضی باشین .

این مصاحبه برای اول شهریور هشتادو پنجه که مشکات خانوم گُل زحمتشو کشیدن.

قربون همتون .یا علی

خدانگهدار

به نام خدا

روزهای زندگی یک هنرمند

اشاره:

احسان علیخانی مجری جوان ،مسلط،صمیمی و پر تحرکی است که در یکی-دو سال اخیر توانسته

اجراهای بیاد ماندنی داشته باشد . او که از عرصه تئاتر به تلوزیون و اجرا کشیده شده است به مخاطب

احترام فوق العاده ای می گذارد و یک لحظه از آموختن باز نمی ایستد.

 

v      مایلید گفتگو را با چه سوالی شروع کنیم؟

        من دوست دارم از شما سوال کنم که چرا برای گفتگو من را انتخاب کردید؟

v      خب به دلیل اینکه شما دوستداران و طرفدارانی دارید که با تلفن  ویا نامه از مجله ما خواستند که با شما گفتگویی داشته باشیم.

        آنها به من لطف دارند. من در خدمت شما هستم.

v      سپاسگذارم . برای ما بفرمایید احسان علیخانی چقدر خودش را می شناسد؟

احسان علیخانی یک جوان ایرانی است که عاشق سرزمین و هموطنانش است و خانواده اش و کارش را خیلی دوست دارد و احساس می کند به 5 درصد از خواسته ها و اهدافی که داشته رسیده  وحالا می خواهد با تلاش خود درصدها را بالا ببرد و فعلا از خودش راضی نیست . امیدوار به آینده وحساس است و بعضی مواقع هم عصبی می شود.

v      شما از کار بازیگری وارد کار اجرا شدید،درست است؟

بله،من سال 76 با بازی در تئاتر وارد این عرصه شدم وچند سریال هم بازی کردم و در چند فیلم کوتاه هم دستیار کارگردان بودم .بعد از فعالیت در عرصه بازیگری وارد کار اجرا شدم . درست سال 78 بود که وارد تلوزیون شدم. اجرا را دوست دارم ، چون نفس به نفس با تما شا گر هستم.

v      دوست دارید در آینده چه کار کنید؟

خیلی علاقه مندم فیلم کوتاه بسازم و سازنده باشم.یک روزی هم اگر توانایی اش را داشتم فیلم بلند بسازم.

چرا از شما خبری نیست بعد دوباره می آیید؟

به دلیل اینکه خودم اینطوری می خواهم . از فروردین تا خرداد حدود پانزده- شانزده برنامه فوق العاده خوب در شبکه های مختلف به من پیشنهاد شد،اما خودم قبول نکردم،چون به اعتقاد من اگر تصویر ،صدا،بیان ادبیات،میمیک صورت وحرکات مجری تکراری

بشود،مخاطب خسته می شود.

v      یک مجری باید چه کار کند که به تکرار نیافتد وماندگار شود؟

باید مخاطبش را خوب بشناسدو اطلاعات و مطالعه کافی داشته باشد.هر برنامه ای را قبول نکند ،زیاد دیده نشود،بگذارد مردم منتظرش باشند و خیلی دنبال مسائل مادی نباشد.

v      به نظر شما تپق زدن شیرینی و خاصیت کار اجرا است؟

بله،به نظر من تپق زدن خاصیت کار یک مجری است من چون بازیگری هم تجربه کردم با قدرت می گویم که اجرا به مراتب سخت تر از بازی است مخصو صا اجرای زنده.

      در کار شما زیرآب زدن هم هست؟

بله،کلا در هر عرصه ای یک سری آدم ها متولد شده اند فقط برای زیرآب زدن و مانع شدن و سنگ شدن جلوی پای دیگران و هیچ نقش دیگری ندارند.

v      خودتان تا به حال زیرآب کسی را زده اید؟

نه اصلا،می توانم همکارانم را شاهد بگیرم. حتی پارسال سر برنامه جذر ومد که این مساله را می گفتند ، اصلا درست نبود. خود فرزاد و تهیه کننده برنامه به من پیشنهاد دادند. خیلی بدم می آید که بخواهم جای دوستم برنامه اجرا بکنم و احساس اینکه یک نفر فکر می کند من زیراب او را زده ام ، آزارم میدهد.

v      به برنامه جذر ومد اشاره کردید،آن زمان که این برنامه پخش می شد ، خیلی ها معتقد بودند که شما در نحوه ی اجرایتان از فرزاد تقلید می کنید؟

من اصلا به این قضیه معتقد نیستم . من آدم مغروری هستم و از سال ها قبل که برنامه اجرا می کردم  برای خودم سبکی داشتم و دارم واین سبک احسان علیخانی است.کلا انرژیک وبا جسارت اجرا کردن مال خودم است،البته چون فرزاد دوست من است  ومن برایش احترام قائلم وقتی که وارد برنامه جذر ومد شدم به احترام فرزاد به دلیل اینکه بنیانگذار این برنامه بود به یک سری از ساختارها ی جذر ومد دست نزدم ،مثلا نوع سوال کردنهاو...سبک اجرای فرزاد هیچ ربطی به اجرای من ندارد و اصلا آن سبک اجرا را نمی پسندم.

v      به حرف هایی که موقع اجرای برنامه می زنید معتقد هستید؟

صد در صد. ببینید من وقتی راجع به شهید، جبهه ،امام حسین( ع) و امام زمان ( عج )و... حرفی میزنم به آن اعتقاد دارم.

v      از گذشته تان بگویید؟

در کودکی بچه فوق العاده شیطانی بودم، اما درسم هم خیلی خوب بود وهمیشه شاگرد اول و دوم می شدم. اگر به خاطر شیطنت هایم از مدرسه بیرونم نمی کردند فقط به خاطر درس خوبم بود.مادرم را خیلی دوست داشتم ودارم وعاشقش هستم.

v      در کدام منطقه تهران می نشستید؟

در خیابان آذز بایجان،آن منطقه را هنوز هم خیلی دوست دارم و محرم های هر سال به آنجا می روم.

v      از علایق دوران کودکیتان بگویید؟

خیلی بلند پرواز و رویایی و جسور بودم و حرف مادرم را هم خیلی گوش می کردم .همیشه دوست داشتم یک جور خاص باشم.

v      به رویاهایی که داشتید رسیدید؟

خیلی هایش در حد همان محدوده ودایره رویا بود که تمام شد و به نظر من هر نو جوانی این رویاها را دارد  و قرار هم نیست که به آنها برسد.  اما خب  همان رویا پردازی ها بود که خیلی کمکم کرد.

v      در کودکی به کار اجرا علاقه نشان می دادید؟

نه، اصلا علا قه ای به کار اجرا نداسشتم.

v      از رفتار های دوران کودکی چه چیزی در شما  باقی مانده؟

بله ،در کودکی روحیه حساس و زود رنجی داشتم و هنوز هم دارم.

v      بچه که بودید چه فیلم هایی را بیشتر می دیدید؟

فیلم های هندی را خیلی دوست داشتم.

v      الان چه طور؟

اصلا دوست ندارم چون منطق ندارد.

v      بازیگر محبوب دوران کودکی احسان علیخانی؟

آمیتا باچان.

v      به فوتبال علاقه دارید؟

بله ، من در نو جوانی در تیم سایپا بازی می کردم بعد رفتم نوجوانان پرسپولیس که متاسفانه بد آوردم و مچ پایم شکست. دکتر تشخیص داد که دیگر نباید بازی کنم.

v      پس قرمزته؟

نه این طور نیست چون با بچه های قرمز و آبی رفیقم.

v      طرفدار کدام تیم ملی خارجی هستید؟

ایتالیا را دوست داشتم که قهرمان شد.

v      می دانی مردم راجع به شما چه می گویند؟

می گویند مجری سر زبان دار، جسور و مسلطی است.البته بعضی ها هم هستند که از من خوششان نمی آید و می گویند سرمان درد گرفت چه قدر حزف می زند.

v      احسان علیخانی جلوی دوربین با پشت دوربین چه قدر فرق می کند؟

اصلا فرق نمی کند. خیلی بدم می آید که کسی مرا بیرون ببیند و بگویید چقدر فرق می کنی.دوست دارم مثل اقبال واحدی باشم ایشان جلو وپشت دوربینش هیچ فرقی با هم ندارد.

v      جدای از فعالیت هنری کار تبلیغات و بازرگانی می کنید. پول چه قدر برایتان ارزش دارد و مهم است؟

ببینید من حساب بانکی ندارم و اهل پس انداز کردن وقایم کردن پولهایم نیستم. من اگر پول دستم باشد انگار چنگم میزند که خرجش کنم.سر این قضیه هم همیشه با مادرم مشکل دارم. اهل پول جمع کردن و خسیس بازی هم اصلاً نیستم.

v      شغل دومتان یعنی کار بازرگانی به حرفه اصلی تان لطمه نمیزند؟

نه، دوستان خوبی دارم  ومعمولا آنها برایم برنامه ریزی می کنند و هولم می دهند چون خودم آدم بی نظمی هستم  اما دوستانم سعی میکنند به کارهایم نظم دهند.

Fc  بزرگترین آرزویتان چیست؟

اینکه وقتی مردم تا سال ها بگویند خدا بیا مرزدش.

v      متولد 58 هستید چه روز و ماهی؟

15 آبان

v      نمی خواهید ازدواج کنید؟

الان شرایطش را اصلا ندارم و دوست دارم زمانی که کامل شدم و به تکامل رسیدم ، این اتفاق بیافتد.

v      گویا در دانشگاه رشته مدریت خوانده اید؟

بله، لیسانسم را به تازگی از دانشگاه تهران گرفتم و الان شروع کردم برای فوق لیسانس.

v      رشته مدریت را با علاقه انتخاب کردید؟

بله،صد درصد دوست داشتم. من رتبه ام در کنکور 1000 شد و می توانستم به راحتی در رشته های دیگر هم قبول شوم. اما چون مدریت را خیلی دوست داشتم و به نظرم علم روز است و الا ن سوار برهمه عرصه ها است ،به همین خاطر آن را انتخاب کردم.

v      بازیگری چه قدر در اجرایتان تاثیر داشت؟

خب خیلی موثر بود به نظر من صد درصد تاثیر داشت. من حتی به خانواده ها توصیه می کنم برای اینکه اعتماد به نفس بچه هایشان بالا رود بگذارند آنها تئاتر کار کنند.

v      شهرت و محبوبیت کدامیک ارزش بیشتری برای شما دارد؟

هیچ وقت شهرت را دوست نداشتم.مثلا خود شما الان مدت هاست دنبال من هستید برای مصاحبه و من زیر بار نمی رفتم  وپیگیری های مداوم خود شما باعث شد من تن بدهم.من حتی پنج-شش سال پشت دوربین کار می کردم و اصلا قرار نبود بیام جلوی دوربین. خیلی اتفاقی آمدم سر یک برنامه ای که خود من کار گردان آن بودم ، اجازه بدهید نام آن را نبرم ،مجری خوب از پس کار بر نیامد به من گفتند من هم قبول کردم وکار موفق شد.

v      ممنونم در این گفتگو شرکت کردید . صحبت پایانی اگر دارید بفرمایید؟

(جوانها مواظب خودشان باشند، و بدانند که هر انسانی توانایی های زیادی دارد  مهم این است که آن را پیدا کند و از آن خوب استفاده کند.)

 

 

*

+ نوشته شده توسط نازي در چهارشنبه پانزدهم شهریور 1385 و ساعت 0:28 |

Free JavaScripts provided
by The Salar Weblog

Free JavaScripts provided
by The Salar Weblog